حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 93

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

گرديد چنان كه مورّخين يونانى نوشته‌اند چهل و شش گونه مردم از نژاد ها و ملل مختلفه در اين جنگ شركت داشتند قشون مركّب بود از پارسيها مادىها - گرگانىها - پارتىها و سكها و به اين سپاهيان اهالى آسور و عربستان و هند و ليديّه و حبش و ساير ممالك تابعه ايران ضميمه شده بودند عدّه سپاهيان خشيارشا را مورّخين قديم مختلف نوشته و بعضى به پنج ميليون رسانيده‌اند معلوم است كه در عدّه خيلى مبالغه شده شايد كلّيّه لشگر ايران از برّى و بحرى به 350 هزار نفر ميرسيده زيرا با وسايل دنياى آن روزى آذوقه بيش از اين عدّه را نميتوانستند برسانند « 1 » از طرف دريا هزار و دويست كشتى جنگى و سه هزار كشتى حمل و نقل به اين قشون كمك مينمود كشتىهاى مزبور را مصريها و فينيقيها و اهالى جزيره قبرس و مستعمرات يونانيها در آسياى صغير به حكم شاه حاضر كرده بودند قشون ايران از بوغاز داردانل كه در آن زمان موسوم به هلّس‌پونت « 2 » بود از روى پلى كه بامر شاه از كشتىها ساخته بودند در مدّت هفت شبانه روز به طرف اروپا گذشت پياده نظام به چند لشگر و سواره نظام بسه قسمت تقسيم شده بود فرماندهان اردوها همه پارسى بودند و شاه با تمام خانواده هخامنشى همراه قشون

--> ( 1 ) - براى نماياندن اينكه چقدر در عدّه قشون ايران مبالغه شده از جمله يك جاى نوشته هاى هرودوت را ذكر ميكنيم مورّخ مذكور ميگويد : « قشون ايران پس از عبور از رود ( نس‌تس ) بدرياچه‌اي رسيد كه سى استاد ( تقريبا 5 كيلومطر و نيم ) محيط آن بود و آب درياچه براى سيراب كردن مالهاى بنه كفايت نكرد » در صورتى كه عمق درياچه مزبور را فقط يك مطر بحدّ وسط فرض كنيم داراى سه مليون تن يا بيش از ده ميليون خروار آب بوده و اين مقدار آب براى سيراب كردن سيصد ميليون رأس مال بنه هم كافى است و حال آنكه در دنياى آن روزى عشر اين عدّه هم پيدا نميشد و اگر هم احيانا پيدا ميشد عليق صد يك آن را هم نميتوانستند برسانند اين است كه از محقّقين آنهائيكه استعداد دنياى آن زمان را در نظر گرفته و زحمت حساب كردن را به خود داده‌اند عدّه پياده و سواره نظام را تقريبا سيصد و چهل هزار تخمين كرده‌اند ( نيبور ) ميگويد از ارقام هرودوت از اين حيث تعجّب دارم كه چگونه چنين لشگر عظيمى در تراكيّه و مقدونى و يونان تلف نشد ( 2 ) - HELLESPONTE